يک حقيقت تلخ
شايد اين تصوير به نظر فقط يه کاريکاتور باشه. اما متاسفانه طنزي تلخ تر از اين تصوير را بايد براي پروسه پيمانکاري در کشورمان ترسيم کرد.
جا دارد از همين جا از کسي که اين اثر رو کشيده تشکر کنم. حقيقت محض را به واقع مي توان در اين تصوير مشاهده کرد. همانطور که من و بيشتر شما اين امر را به عينه در هنگام کار ديده و تجربه کرده ايم.
اميد است تا به دست خودمان اين مشکلات را مرتفع کنيم و در آن روزها به اين عکس فقط به عنوان يک خاطره تمام شده و خنده دار نگاه کنيم.

پل کابلی شهر تبريز
چندين عکس که از پل کابلي شهر تبريز در بهمن ماه سال جاری گرفته شده است.
اين پل داراي دو دهانه مي باشد و پايه اصلي آن همانطور که ملاحظه مي فرماييد H شکل بوده و تاندونهاي پيش کشيده پس تنيده که با غلاف سفيد P.V.F (پلي وينيل فلورايد) محصور شده اند نقش نگهدارنده هاي عرشه را ايفا مي کنند. در حقيقت اين نوع پل از نوع پروانه اي مي باشد.
غلاف P.V.F به دليل کاهش جذب حرارتي تاندونها و تغيير طول آنها ناشي از اين تغييرات حرارتي اجرا مي شود.
همانطور که ملاحظه مي فرماييد در محل مهار تاندونها در عرشه بتني از نوعي کتيبه بهره برده شده است تا نيروي متمرکز بر محل مهار وارد نشده و برش پانچ اتفاق نيفتد.
.jpg)
.jpg)
فلسفه ای ساده اما مهم
چرا تقریبا شکل متعارف همه سازه ها یه شکل مکعب هست ؟
شاید این سوالی باشه که بیشتر افراد انتظار دارن متخصصین عمران بهشون جواب بدن.
اگر به محیط اطراف بنگرید کمتر سازه ای خواهید یافت که شکلی به غیر از مکعب یا مشتقات آن داشته باشد. سازه هایی با اشکال دیگر به ندرت و در شرایط خاص و با اهداف خاص ساخته می شوند.
از جمله دلایل مهمی که شکل متعارف بیشتر سازه ها مکعب می باشد می توان به مشخصات هندسی خاص مکعب نسبت یه دیگر اشکال هندسی اشاره کرد. چرا که با یک قطر معلوم در میان اشکال هندسی دیگر بیشترین حجم و کمترین سطح جانبی را داراست.
با افزایش حجم مهندس معمار قادر خواهد بود به راحتی اجزا ساختمان را جایگذاری کند. و طبعا فضای بیشتری خواهیم داشت.
سطح جانبی کمتر باعث تبادل حرارتی کمتر سازه با محیط اطراف شده و این امر باعث می شود هزینه کمتری جهت متعادل کردن دمای داخل سازه صرف شود.
یکی دیگر از دلایل انتخاب این شکل آن است که اجرای آن راحت تر است.خود شما نیز یک مکعب را به راحتی می تونید بسازید ولی به سختی می توان یک کره ساخت.
در ضمن سیستم کف و ستون یک سیستم آزمایش شده و استاندارد شده می باشد و برای باربری بهترین عملکرد را داراست.
اما چنانچه می دانید و می بینید کمترتونلی را می بینید که دهانه مستطیلی داشته باشد.
از دیگر نکات قابل ذکر ملاحظات روانشناسی است که در مکعب به خوبی رعایت شده است. چرا که ایجاد کنج و گوشه ها در داخل ساختمان باعث ایجاد احساس امنیت و آرامش در شخص خواهد شد. این در حالی است که گوشه های گرد و انحنا دار باعث ایجاد ناآرامی روانی ، خستگی و کسالت می شود.
کاشی کاری
کاشی کاری به دو حالت دوغابی و چسبی قابل اجرا می باشد.
در حالت دوغابی بعد از اتمام ديوار کشی در کف سرويس تراز کف را اجرا می کنند تا همه کاشی ها در يک تراز اجرا شوند و همچنين کنج ها حالت گونيا داشته باشند. اين عمل توسط تراز ، شمشه و ملات جهت تثبيت سطح تراز انجام می گيرد. در اين حالت بعد از چيدن کاشی های هر رديف ، آنها را توسط مقداری گل رس در محل ثابت و تراز می کنند. سپس کناره های کاشی را با يکديگر مقايسه می کنند تا نسبت به هم جلو و عقب نباشند يا به اصطلاح ناخن نداشته باشند. بعد از اطمينان از تراز بودن کاشی ها عمليات دوغاب ريزی در پشت کاشی ها انجام می گيرد. دوغاب ريزی بايد به دقت و آهستگی انجام شود تا باعث حرکت کاشی ها نشود. معمولا فاصله دوغاب ريزی در پشت کاشی 2~1 سانتيمتر می باشد که گاهاً در بعضی محل ها نياز به افزايش ضخامت می باشد تا ديوار در گوشه ها کاملا گونيا باشد.
در حالت چسبی ابتدا بايستی عمليات سيمانکاری ديوارها انجام بگيرد. در اين حال گونيا بودن کنج ها و صاف بودن سطح نهايي کاملا به عمليات سيمانکاری بستگی دارد. چرا که اگر در اين قسمت کوتاهی انجام بگيرد ، در هنگام چسباندن نمی توان اين عيوب را به راحتی بر طرف کرد. بعد از سيمانکاری و خشک شدن آن ، باز هم در کف خط تراز اجرا می کنند. حال می توان کاشی ها را با چسب شيميايي يا با ملات سيمان سفيد و پودر سنگ به ديوار چسباند. هزينه چسب شيميايي در مقايسه با ملات سيمانی بسيار زياد می باشد.
هر کدام از حالات بالا دارای معايب و مزاياي خاص به خود است. در حالت دوغابی ، کاشی چسبندگی بيشتری با ديوار داشته و امکان جدايي در مکان های مرطوب در آن کمتر است. اجرای کنج های گونيا در حالت دوغاب ريزی راحت تر بوده و نياز به دقت زيادی ندارد. در نوع چسبی سرعت کار بعد از اتمام سيمانکاری بالاست و در ضمن برای کاشيکاری با کاشی های کوچک مناسب می باشد.
لازم به ذکر است در صورتی که لازم به دادن فاصله بين کاشی ها (بند ) باشد ، از spacer که به صورت صليب بوده و در ضخامت های مختلف وجود دارد ، بهره می برند. و بعد از اتمام کاشی کاری ، عمليات بند کشی انجام می شود. که آن هم توسط پودر بندکشی مخصوص و يا به وسيله سيمان سفيد انجام می گيرد.
رفت
متاسفانه امروز در ابتدای روز تاسوعای حسینی خبری به من رسید که همه چیز رو رو سرم خراب کرد.
دوست و همشهری عزیزم مهدی سید احمدی که از شهر خودش سالها به خاطر کار و داشتن یک زندگی راحت تر به تهران اومده بود به خاطر خفگی بر اثر گازگرفتگی از دست دادم.به همین راحتی.
تنها کاری که تونستم براش بکنم این بود که بدن بی روحش رو از خونه به کمک بقیه در بیارم و بذارم تو کاور و بذاریمش تو آمبولانس. آمبولانس اونو برد ولی من هنوز باورم نمیشه اون پسری که من تو کاور گذاشتم و زیپش رو بستم همونی بود که با هم روزای قشنگی رو داشتیم. پسری که کسی تا حالا ازش بدی ندیده بود. مگه از این دنیا چی می خواست؟!خدایا تو که شاهد بودی. اون رفت و جای پای خاطراتش تو ذهن من و خیلی ها موند.
بیایید قدر همدیگه رو بیشتر بدونیم.فردا خیلی دیره.
فقط یه خواهش دارم ، اگه این قسمت رو خوندید برای مغفرت همه عزیزانی که از دست رفتن یه صلوات از ته دلتون بفرستید.
ممنون. یا حق
شمع
شمع جزو شالوده های عميق می باشد که انواع مختلفی دارد. از شمع ها برای انتقال و مهار بار ( افقی و عمودی ) و کاهش نشست ها استفاده می شود. انواع شمع ها از لحاظ سيستم انتقال نيرو عبارتند از :
1. اتکايي : اگر لايه خاک بستر ضعيف باشد و لايه سنگی در عمق معقولی از سطح قرار داشته باشد ، شمع از طريق تماس نوک شمع با لايه سنگی نقش انتقال بار را ايفا می کند.
2. اصطکاکی : اگر لايه سنگی در عمق معقولی نباشد انتقال بار از طريق اصطکاک بين بدنه شمع و خاک منتقل می شود.
3. تراکمی : اگر لايه خاک بستر دارای تراکم خوب نباشد ، از کوبيدن شمع جت ايجاد تراکم در توده خاک بهره می برند و بدين صورت ظرفيت باربری خاک را افزايش می دهند.
شمعها از لحاظ جنس به انواع بتنی ، فولادی و چوبی تقسيم می شوند. که هر يک نيز به انواع مختلف طبقه بندی می شود.
شمعی که در شکل زير ملاحظه می کنيد از نوع بتنی درجاريز ( cast in place ) همراه با پداستال می باشد. ( به پهن شدگی انتهای شمع اصطلاحا پداستال گويند که نقش باربری نوک را افزايش می دهد). عمق شمع 11 متر و عمق پدستال 2 متر می باشد. قطر شمع نيز 0.8 متر می باشد. حفاری به صورت دستی انجام شده و سپس قفسه آرماتور بعد از مونتاژ به داخل چاه شمع فرستاده شده است. چون ديواره شمع از نوع ريزشی نبود نيازی به اجرای کول يا غلاف فولادی نبود. بعد از انتقال قفسه آرماتور به داخل چاه ، به دليل آنکه عمق بتن ريزی زياد بود ، از يک لوله پلی اتيلن جهت جلوگيری از ايجاد ناپيوستگی در بتن بهره برده شده است. در حين بتن ريزی لوله نيز به آرامی از داخل چاه خارج می شد.
موردی که شايد جای سوال داشته باشد طرز اجرای قفسه آرماتور می باشد. لازم به ذکر است که ابتدا يک قفسه آرماتور به طول 3 متر مونتاژ و بر روی چاه توسط تيفور ( چرثقيل سقفی ) نگه داشته می شد. سپس با رعايت طول هم پوشانی ، آرماتورهای بعدی مونتاژ می شدند. و قفسه رفته رفته به داخل چاه هدايت می شد. به عبارت ديگر فولاد مصرفی تقريبا دو برابر فولاد محاسبه شده به صورت تئوری می باشد.
نحوه اتصال شمع به شالوده سطحی نيز بسيار مهم است که ان شاء الله در گزارش کارآموزی که در حال تکميل است ارائه خواهد شد. منتظر باشيد.
.jpg)
.jpg)
اسکوپ
همانطور که در تصوير ملاحظه مي کنيد ، سنگ کار در حال اسکوپ زني به پشت سنگ مي باشد. اسکوپ از سيم مفتولي تشکيل شده است که براي مهار هر چه بيشتر اجزاي سنگين مانند سنگ در سطوح قايم به کار مي رود.
سنگ به راحتي به ملات ماسه وسيمان چسبيده و نمي توان آندو را از هم جدا کرد. ولي در سطوح قايم به علت وزن زياد خود سنگ اين احتمال وجود دارد که پس از مدتي سنگ از ملات جدا شده و سقوط کند و خسارات مالي و جاني به همراه داشته باشد. به همين دليل با اجراي اسکوپ در پشت سنگ آنرا در درون ملات مهار مي کنند تا در صورت جدايي سنگ از ملات ، سنگ سقوط نکند.
جهت اجراي اسکوپ بدين صورت عمل مي کنند که ابتدا توسط دستگاه فرز در بالا و پايين سنگ مورد نظر شياري به شکل U ايجاد مي کنند و سپس سيم مفتول را در داخل آنها قلاب مي کنند و سنگ را در محل قرار داده و دوغاب ريزي مي کنند.
زلزله
پديده زلزله:وقتي زلزلهاي بوقوع ميپيوندد، تنها باعث تكان خوردن زمين نميگردد، بلكه ممكن است با پديدههاي مختلف ديگر همراه باشد. لرزشهاي ناشي از زلزله، حركات پوستهاي زمين، تشكيل گسل و سونامي (امواج سهمگين دريا و اقيانوسها در اثر زلزله) و همينطور روانگرايي از پديدههايي هستند كه ميتوانند از نقطهنظر مهندسي اهميت داشته باشند.
مقياسهاي سنجش زلزله:
جهت بيان اندازه يك زلزله معمولاً دو نوع مقياس بكار گرفته ميشود كه يكي از آنها شدت زلزله ميباشد كه بر مشاهدات و تأثيرات زلزله بر سازهها و انسانها استوار است و در حقيقت يك مقياس نظري ميباشد. و ديگري يك اندازهگيري كمي است از گستردگي و وسعت عمل زلزله كه بزرگي زلزله ناميده ميشود.
- مقياس شدت زلزله
معمولاً عبارت و اصطلاح شدت زلزله براي نشان دادن ميزان خطرناكي يك زمينلرزه در محل معين بكار ميرود و در حقيقت اندازهگيري تأثيرات ايجاد شده در اثر زلزله و به عبارت ديگر نشانگر درجه لرزش در يك مكان مشخص ميباشد. مقياسي كه امروزه بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد، مقياس مركالي اصلاح شده است كه با علامت اختصاري MM نمايش داده ميشود. البته اين مقياس براي اندازهگيري شدت تكان زمين يك مقياس دقيق مهندسي نيست، ليكن يك مقياس نظري براي اثرات ناشي از تكان زمين است و مشتمل بر دوازده درجه ميباشد.
- مقياس بزرگي زلزله
شدت زلزله كه در بالا مطرح شد بيانگر قدرت تخريب يك زلزله در منطقه خاصي ميباشد ولي اندازه و بزرگي زلزله را مشخص نميسازد.
درجه شدت زمينلرزه از تجسس سطح خسارتديده و نحوه و ميزان تخريب مشخص ميشود و اصولاً شدت زلزله با افزايش فاصله از مركز زلزله كاهش مييابد. ليكن بزرگي زلزله يك سنجش كمي از گستردگي و مقدار انرژي رها شده توسط زلزله است و اصولاً براي تعيين آن احتياجي به مطالعه بر روي محل معين و بخصوصي نميباشد. ريشتر در سال 1935 با بررسي آماري چندين زلزله كمعمق بزرگي زلزله را به صورت زير تعريف كرد.
"بزرگي زلزله، M برابر لگاريتم در پايه ده دامنه حداكثر (برحسب ميكرون) حركت،A، است كه توسط لرزهسنج استاندارد و وداندرسون در فاصله صد كيلومتري از مركز زلزله ثبت شده باشد".
M = Log10 A
همچنين جهت تعيين انرژي آزاد شده توسط هر زلزله رابطهاي توسط ريشتر – گوتنبرگ در سال 1956 ارائه گرديد كه ميزان انرژي آزاد شده در كانون زلزله بر حسب ارگ (erg) و بزرگي آن "M" مشخص مينمايد.
Log E = 11.4 + 1.5 M
با يك محاسبه ساده ميتوان دريافت كه اگر بزرگي زلزله به اندازه0/2 افزايش يابد انرژي آزاد شده دو برابر ميشود و زماني كه بزرگي به اندازه يك درجه افزوني يابد انرژي آزاد شده تقريباً 32 برابر ميگردد.
در جدول زير ميزان انرژيهاي آزاد شده در مقياسهاي مختلف بزرگي زمينلرزه براي ارائه ايدهاي از توان تخريب زلزلهها بيان شده است.
8.6 | 8.4 | 8.0 | 7.5 | 7 | 6.5 | 6.0 | 5.0 | بزرگي ريشتر (M) |
20000 | 10000 | 2500 | 446 | 80 | 14.1 | 2.5 | 0.08 | انرژي زلزله ارگ x1020erg |
به طور متوسط ساليانه 12 زلزله با بزرگي 7 ريشتر يا بيشتر در اقصي نقاط جهان روي ميدهد. مناسب خواهد بود كه يك مقايسه بين انرژي يك زلزله و يك انفجار هستهاي ارائه گردد.
انرژي رها شده در هيروشيما برابر 8X1020 ارگ (erg) بوده كه برابر انرژي يك زلزله با بزرگي 33/6 ريشتر ميباشد. (زلزله اخير بم) بنابراين در ارتباط با انرژي رها شده يك زلزله نظير زلزله آسام هندوستان در سال 1950 با بزرگي 6/8 ريشتر، داراي انرژي مساوي 2500 برابر بمب اتمي هيروشيما بوده است.
| مركالي | ريشتر | احساس نميشود. به وسيله دستگاهها ثبت ميگردد |
| I | M2 | خفيف به وسيله افراد حس ميگردد |
| II | M3 | ضعيف توسط افراد زيادي در خانه حس ميشود. لرزش شيشهها، تكان خفيف |
| III | توسط معدودي از افراد در محيط باز حس ميشود. نوسان ضعيف اشياء، صداي خفيف تكان | |
| IV | M4 | عموماً در محيط باز حس ميشود. مبل و ميز جابجا ميشود، تكان وسايل آويزان |
| V | مقايسه دو مقياس شدت زلزله برحسب “MM” و بزرگي زلزله برحسب ريشتر. “M” | |
| VI | M5 | متوسط. همه درك خواهند كرد. وسايل مهار نشده واژگون شده، خسارت اندك |
| VII | M6 | شديد. خسارت قابل توجه به ساختمانهاي ضعيف وارد ميشود. |
| VIII | خيلي شديد. بناهاي ياد بود واژگون شده، ريزش قسمتي از ساختمانها، پرتاب گل و لجن | |
| IX | M7 | سنگين و خطرناك. ترسناك، خسارات قابل توجه، ترك زمين، لغزش زمين |
| X | مخرب . اكثر ساختمانهاي مصالح بنايي و چوبي تخريب شده، ترك بزرگ در زمين | |
| XI | M8 | تغيير مكان خطرناك زمين و فوران آب، سونامي |
| XII | M9 | تخريب كامل، تغيير مكان گسلها، اشياء و وسايل به هوا پرتاب ميشود |
مقايسه انرژي معادل T.N.T براي زلزلههايي با بزرگي مختلف.
| انرژي معادل T.N.T | بزرگي زلزله ريشتر |
| 180 g | 1 |
| 6.5 Kg | 2 |
| 190 Kg | 3 |
| 6 Ton | 4 |
| 199 Ton | 5 |
| 6270 Ton | 6 |
| 199000 Ton | 7 |
| 6270000 Ton | 8 |
| 199000000 Ton | 9 |
بتن پیش آکنده
اين نوع بتن در دو مرحله تهيه مي شود. در مرحله اول سنگدانه هاي درشت در جا ريخته شده و متراکم ميگردند. در مرحله دوم منافذ بين سنگدانه ها بوسيله ملات پر مي شود. بتني که سنگدانه هاي آن در جا ريخته شده است را همچنين با اسمهاي بتن از پيش متراکم شده ، بتن تزريقي يا بتن دوغاب ريزي شده مي شناسند.
واضح است که دانه بندي سنگدانه هاي بتن حاصل از نوع گسسته خواهد بود.
ملات سيماني که متشکل از ماسه ريز است به کمک روان کننده ها ، رواني زيادي پيدا مي کند و به راحتي مي تواند بين سنگدانه ها رسوخ کند.در اين نوع بتن جداشدگي اتفاق نمي افتد و در نتيجه يک بتن متراکم ، آب بندي شده و با دوام توليد مي شود. در ضمن هيچگونه ويبراتور داخلي به کار برده نمي شود ولي براي پرداخت سطح مي توان از ويبراتورهاي سطحي بهره برد.
.jpg)
الکوبند
آلکوبُند به قطعات آلومينيومی که جهت نماکاری استفاده می شود اطلاق می شود.
از آلکوبند برای پوشش نماها و يا قسمتهای مختلف ساختمان لبهرا می برند. مزيت استفاده از اين نوع نما نسبت به نماهای سنتی ( آجر پلاک ، سنگ و …) سبک بودن آن و اجرای سريع می باشد..
جهت اجرای آلکوبند می بايستی وجه مورد نظر به اصطلاح ريل کشی شود. قطعات آلکوبند بر روی اين ريل ها سوار شده و پيچ می شوند. اين ريلها نيز اکثر اوقات از جنس آلومينيوم می باشند. آلکوبندها در دو نوع ثابت و متحرک می باشند. در حالت متحرک اين مزيت وجود دارد که هر قطعه را می توان به طور جداگانه از محل خارج کرد و اگر نياز به تعويض بود اين کار را می توان به راحتی انجام داد. قيمت هر متر مربع آن با نصب و ريل کشی حدودا 900,000 ريال می باشد.

گزارش مربوط به آزمایشگاه مقاومت مصالح رو در آدرس زیر قرار دادم.
شوتينگ
شوتينگ به اجراي عمليات بتن ريزي به طور غير مستقيم توسط لوازم کمکي اطلاق مي شود.
همانطور که در تصوير ملاحظه مي کنيد از يک لوله پلي اتيلن که قسمتي از آن برش داده شده است براي انتقال بتن به محل مورد نظر استفاده شده است. در برخي کارگاه ها از بشکه هاي آهني که به صورت نيمه ، برش داده شده اند به عنوان وسيله انتقال بتن استفاده مي شود. بايد دقت داشت که فاصله شوت بيش از حد نباشد تا باعث ايجاد ناهمگني و تخريب بافت بتن شود.
در این نوع بتن ریزی از روان کننده ها يا فوق روان کننده ها بهره مي برند تا بتن در شوت به راحتي حرکت کند. ولي نبايد نسبت سنگريزه هاي درشت زياد باشد.
تقاطع غير هم سطح.
به این می گن تقاطع غیر هم سطح. حالا نمیدونم دیگه اسم نوع تقاطع چیه.فراتر از سواد من میباشد.ترجیح می دم سکوت کنم..
تو ایران ما به نوع پروانه ای اکتفا و افتخار می کنیم.
این تصویر مربوط به شهر کالیفرنیا هست که توسط یکی از عزیزان برام فرستاده شده.
جداْ که عمران هنر و تکنولوژی خلق را در کنار هم به وحدت کلمه نشان میدهد. به خودمان بیشتر افتخار کنیم.

گل ميخ
همانطور که در تصوير ملاحظه می نماييد ، گل ميخ در اغلب حالات به صورت قطعات بريده شده از نبشی با طول های برابر تشکيل می شود. گل ميخ ها بايد در فواصل محاسبه شده قرار گيرند و به دقت به بال تيرآهن جوش داده شوند تا نقش خود را به خوبی ايفا کنند. از گل ميخ در سقف های کامپوزيت ( فولادی و بتنی ) به منظور ايجاد پيوستگی بين بتن و فولاد استفاده می شود تا تنش وارده به مقطع به صورت همگن وارد شده يعنی بتن به فشار و فولاد به کشش کار کند(شکل 1-1). در صورت عدم اجرای گل ميخ ها هر يک از اجزا (بتن و فولاد) به صورت جداگانه تحت تنش قرار می گيرند. يعنی در هر قسمت تنش فشاری و کششی ايجاد می شود.(شکل 2-1) که اين امر تاثير منفی در بتن خواهد شد. چرا که همانطور که می دانيم ، بتن در کشش ضعيف می باشد. و همچنين فلسفه اجرای سقف کامپوزيت استفاده از مقاومت فشاری بتن و مقاومت کششی فولاد می باشد که با عدم اجرای گل ميخ عملاً اين سقف موضوعيت خود را از دست می دهد.

.jpg)
پروژه
پروژه کارآموزی خودم رو که ۲۱ صفحه رو در سایت زیر برای دوستان قرار دادم.( با نام karamoozy khodam )
همچنین نقشه توپوگرافی که مربوط به پروژه نقشه برداری بود در همین آدرس هست.( با نام topogrphi )
بلوک سيمانی سبک ( ليکا)
بلوک ليکا که متشکل از بتن سبک و الياف پشم شيشه می باشد در عمليات ديوار چينی به جای آجر سفالی و آجر فشرده به کار می رود. وزن مخصوص اين نوع بلوک از آب کمتر بوده و بر روی آب شناور می ماند به همين دليل با توجه به ابعاد بزرگی که دارد ، سبک می باشد. اين نوع بلوک در ابعاد 25*10*60 ( ارتفاع * عرض * طول ) و 25*20*60 ساخته شده است. سبک بودن بلوک يکی از مزيت های آن می باشد که باعث می شود بار مرده ناشی از ديوارها کاهش يابد. از ديگر مزايای آن می توان به تسريع عمليات ديوارچينی اشاره کرد که باز هم مربوط به ابعاد بزرگ آن می باشد.از مزايای ديگر بلوک ليکا ، هدايت گرامايي کم به علت وجود الياف پشم شيشه و بتن هوادار می باشد. اين امر باعث می شود تا تبادل گرمايي و سرمايي داخل ساختمان با خارج آن به حداقل برسد.
اما متاسفانه با وجود مزايای مذکور ، اين نوع بلوک دارای معايب اساسی می باشد.
1- عدم ايجاد چسبندگی کافی بين ملات ماسه و سيمان و بلوک ليکا. که اين امر باعث ضعف شديد ديوار در برابر ضربه های جانبی محتمل تا زمان گچ کاری می باشد.
2- عدم ايجاد چسبندگی کافی بين ملات گچ و خاک و بلوک ليکا. که اين امر باعث جدا شدن گچ خشک شده از بلوک می شود و احتمال ترک خوردگی گچ ديوار افزايش می يابد. ( اين امر را می توان با ضربه زدن توسط انگشت به ديوار و شنيدن صدای پژواک که ناشی از فاصله گيری گچ و بلوک می باشد به خوبی احساس کرد.).
3- در صورت نياز به حفر شيار در روی ديوار ، به دليل عدم تجانس ديوار امکان ريزش ديوار بسيار زياد می باشد. در حالی که در ديوار سفالی ايجاد چندين شيار در يک زمان به راحتی انجام می گيرد بدون آنکه ريزشی اتفاق بيفتد.
4- حساسيت فوق العاده بلوک ها به ضربه. که اين امر باعث می شود تا گوشه های بلوک بر اثر ضربه مختصری از حالت گونيا به حالت قوس درآيد. .(همانطور که در شکل مشاهده می کنيد) و اين امر باعث ايجاد فضاهای باز بر روی ديوار می شود.
.jpg)

